میشه گفت س تنها یادگار من از دوستیهای دوران دانشکده است...
اگرچه حتی بهش گفته بودم که مخالف بودم با تصمیمش اما الآن فارغ از همه نگرانیهام از خدا براش تداوم شادی شو(نو) میخوام :)))
گاهی از خودم تعجب میکنم... گاه هایی که زیاده
برچسب:
نویسنده: باران رستمی
برچسب:
نویسنده: باران رستمی
برچسب:
نویسنده: باران رستمی
هیچوقت هیچوقت نمیتونم هضم کنم چه جوری همه عکس خودشون رو میذارن پروفایل تلگرام!
اونها خودشیفته ان یا من، من نفرت انگیز بینی دارم :/
پ.ن: خدا همۀ مریضها رو شفا بده... بالاخص اون مریضی که تو غربت گرفتار شده و مادرش الآن داره پشت تلفن گریه میکنه...
برچسب:
نویسنده: باران رستمی
برچسب:
نویسنده: باران رستمی
کلاً از 6 خوابیدم تا 10!
بعد خواب دیدم ست_اری وزارت علوم داره تو یه جمع خیلی شیک و مجلسی در مورد موفقیتهام تو دوره ارشد سؤال میکنه و هی ازم تعریف میکنه :)))
برچسب:
نویسنده: باران رستمی
برچسب:
نویسنده: باران رستمی
حالم خوب نیست
قلبم تیر میکشه و سرم گیج میره
صبح 8.5 و 11 جلسه دارم با دو نفر ولی حس میکنم صبح رو نمی بینم...
اگر بودم که فردا این پست رو پاک میکنم ولی اگر نبودم آ. میدونه و. ن. م کجاست... البته دو سال پیش نوشتمش... نه سه سال...
اگر عمری باقی بود امسال آپدیتش میکنم اگر نه که حلالم کنید...
ولی کاش بمونم... دوست دارم زندگی رو :)))
با لحن دانیال دیشب تو خندوانه :)))
برچسب:
نویسنده: باران رستمی
مرا به کار جهان هرگز التفات نبود
رخ تو در نظر من چنین خوشش آراست...
لسان الغیب حافظ شیرازی
برچسب:
نویسنده: باران رستمی